من در پننگ تعطیلات این زمان شامل سه در یک. فقط به همان سرعت به عنوان مقدار زیادی نوشیدنی های موجود در بازار امروز. در حالی که قدیمی ها می گویند ما فقط باید دو به تنهایی، در حالی که نوشیدن آب در حالی که غواصی.
اما هر مدخل اتصال Cuti-Cuti پنانگ همان ضرب المثل قدیمی ما باقی مانده است. مرخصی ما نیاز به غذا خوردن. فقط فرصت برای افزایش دانش خود را در حالی که در تعطیلات این تنها به طور غیر مستقیم می آیند. در آن، من با تشکر از شما JimieRay که مشکل را به من دعوت در Lineclear.
آن شب ما موجب ضرب و شتم برنج به اندازه کافی. چگونه مردم برنج در هر ماه را ببینید. Terhidang تمام ظروف جانبی روی میز. عالی ترین سر ماهی بزرگ خدمت کرده است. در حفاری حفاری سر ماهی، ظاهرا در پخت و پز محتوای آن ندارد. مامک بعدی Berkeriauk به جای دیگر.
من به برادر JimieRay جورج تاون سوار می شوند. وارد رستوران وجود دارد، من دو برادر وبلاگ نویسان و بازاریابان اینترنتی و محمد هاشم عزیزی Haslah از Kedah انتظار برای ما، از خود شد. مشغول چت، یک ماشین مرسدس وارد شده است. معلوم شد که پسر از برادر.
در واقع، در هر شب جمعه و شنبه در جلسه ای که در آن وبلاگ نویس و اینترنت بازاریاب از شمال. هر هفته آنها را ملاقات و بحث در مورد مسائل ناشی.
نیز وجود دارد که وضعیت بسیار دشوار است. ارسال شده در نوع مزاحم بود. تشکر اما آنها می توانند حضور من را بپذیرید. گذشته از ساعت تا یک روز صبح ما مشغول چت بود. خیلی از شما متشکرم به پسر من از بسیاری از راهنمایی و مشاوره رایگان بار در شب را به من بدهد. حتی غذا خوردن و نوشیدن ما نیز بودند. او حاضر به پرداخت است.
فردا صبح دستور کار ما پارک پروانه در کیتی بازدید. پس از گرفتن عکسهای خانوادگی، من با عجله از بررسی من اگر اصطبل وجود دارد. معده من واقعا گرسنه برای صبحانه من امروز صبح از دست رفته هتل. که در نتیجه از خواب بیدار اواخر. من همیشه مادرم، که از خواب بیدار دیر غذا را از دست می یاد. نقد و بررسی وجود دارد که بررسی کردم من این است که یک خانم در فروش قطعات میوه وجود دارد.
شاهزاده من پیشنهاد می کنم که ما می خوریم برنج و ماهی غذاهای جایزه زمینه سیاه پوست است. او سس ماهی و گوشت را بپزید تا زمانی که ditaruk سیاه و سفید مثل کلاغ گفت. هر چه من اهمیتی نمی دهند. قول می دهم که من صداهای روده 1. اما ما تا به حال رای به یک جدول خالی است. بسیاری از مردم Punyalah بخورم رستوران من است.
برگشت به هتل خواب terbungkam با توجه به اشباع است. بیدار شو از اینترنت برای خدمت دوباره. ملکه نگاه هر چند من فکر نمی کنم. E-نامه وارده در قطار گلوله نیز به ضرب و شتم. تا به حال به بررسی یک. هر مهم پروفایل را حذف کنید!
شام این شب دوباره به من نشان می دهد دختر خرچنگ پخته شده در سونامی رستوران غذا خوردن ما است. Punyalah ظروف جانبی متعددی است که او سفارش، عبور kebil چشمک زدن چشم دیدن خرچنگ و ماهی مرکب باقی مانده سرخ شده است. اما آنچه به خوبی صرف می شود. اگر شما بیش از حد زباله نیست.
بررسی دستور کار فردا را در بازار Chowrasta. مرکبات دختران انتخاب، در حالی که ملکه شاه بلوط انتخاب شد. من؟ تمیز کاری چه شده است. ناهار در رستوران Hameediyah متوقف شده است. گفت: kandar nasi در ناحیه پننگ وجود دارد بهتر از Lineclear. اما مشتریان که بسته است. یک بار دیگر مجبور به صبر نوبت خود را به یک جدول را خالی.
آن شب ما کاروان به کوالالامپور. حتی کاروان به درستی. بسیاری از اتومبیل های Punyalah از شمال به سمت کوالالامپور، بنابراین ما mengjangkau 8 ساعت سفر. از ماشین، ماشین مخده هنوز سیگار .... داغ!
به اشتراک گذاشتن در فیس بوک











































































هرگز نمی تواند نگاه به بالی ..
نوشته شده دانید ..
تشکر از شما، آقا. در واقع من نمی توانم صبر کنید همچنین می خواهم به بالی.
جهت مشاهده فرم شگفت انگیز است .... LER در ناحیه پننگ فردا نیکل دستگاه گوارش. نمی دانم من از شر استرس یا nambahkab استرس بیشتری هم almaklum من درایو دور gitu.
رانندگی در مسافت های طولانی همواره حالت آرامش و دلی آرام داشته باشید و لذت بردن از جدید ما .... البته هیچ استرس.