"هر تولد زندگی ..... پسر اعتماد از خدا .....
و ذاتا انسان .... همه جوایز را دوست دارم .. اما من اشتباه .... من سرنوشت را سرزنش نمی کنم ... من نیز قانون خدا را نمی پردازد. من، سرنوشت ku.Dosa است که آنچه انجام شده است تا تولد جوانترین پسر من مثل بچه های دیگر .... به یاد داشته باشید "
(فعلی V / O ابراز، SUMAN CAMERA جذب به دنبال و SCENIC منطقه چشم انداز پنهان قریه. روستایی جنگل RIMBA در اصل، اما بعد از او توسط RAPID، روستا START بسیاری را زنده نگاهدارد. به نظر می رسد خارج از شهر روستا دوچرخه سواری به حمل جنگل. )
بدون برگ شبدر / /
'Jibam فیلم که فیلمنامه اولیه گذشت.
من در واقع تنبل Jibam بند داستان فیلم است. اما به تازگی برخی از مردم در خواست بازدید کنندگان به نظرات در مورد آن وجود دارد، پس من باید حقیقت را بگویید.
Kronoloji فیلم Jibam بسیار طولانی است. به سعی rengkaskannya. اما اگر طولانی ترین نیز هست، ممکن است به ورودی دوم متصل شده است.
آغاز روند نوشتن فیلمنامه این فیلم، بعد از مدتی صحبت کردن به JT، ناشر رمان، او مورد توافق را به کپی رایت از این فیلم پرداخت RM20، 000،00 به من داده است.
اگر هر تولید کننده توافق کردند که به انتشار این فیلم، آنها مجبور به پرداخت کل حق به CESB. اما حق به کالا که توسط CESB برگزار شد چرا که آنها برنامه ای برای تولید Jibam کالا.
من از merchadise نمی کنند. آنچه مهم است این است که من باید اسکریپت Jibam فیلم را به عنوان garapkan. علاوه بر این داستان از شرایط تحمیل شده را باید صد در صد رمان Jibam. نمی توان کاهش می یابد و یا اغراق آمیز است.
از آنجا که داستان بسیار عزیز برای من همیشه از خواندن این رمان برای اولین بار در سال 1992 منتشر شد، برای اولین بار، من با موفقیت اسکریپت را در دو هفته به اتمام است.
چاپ 2 نسخه از اسکریپت و ارسال آن برای تصویب به CESB. فاصله یک هفته به CESB نامیده می شد. JT موافقت کرد و فیلمنامه را دوست داشت. او از من خواست که جایی که من برای تهیه کننده و یکی از مدیران آن است.
گفت آن است تا به هر تولید کننده حاضر که از آن منتشر شده است. اما مدیر می تواند سوال کمی مشکل. اگر این فیلم توسط مدیر، سپس آن را یک کارگردان دستور و مدیران دیگر خواهد بود.
این است که به دلیل Jibam نقاط قوت خود را دارد و با دستور العمل نمی توان مخلوط شده، دستور العمل های ما در هر مدیر است. اگر اغراق آمیز است، و فرار از اسکریپت اصلی، آن را غیر فعال خواهد شد این داستان Jibam.
شما می توانید جهت این فیلم چیست؟ "من از این سوال مبهوت شدم. اما من به عنوان تجربه های اولیه من از سال 1988 آغاز به عنوان دستیار کارگردان و بازیگر راننده سرشونو تکون دادن. بنابراین، برای هدایت یک فیلم را با کمک یک دستیار کارگردان کارآمد، مدیر فیلمبرداری عکاسی خوب و ماهر، من مطمئن هستم که می تواند حل شود.
"خب، خوب شما فقط این فیلم مستقیم". پیشنهاد خود را به طور جدی.
من فقط لبخند زد. نوشته شده کارگردان نمی خواهید بود؟ از آنجا که اگر با توجه به شانس، به همین دلیل است که هر کس درگیر در این صنعت است.
ما اتصال کوتاه داستان است. تقریبا یک سال من اسکریپت jajakan را بالادست و پایین دست گرفتن تولید. تولید کننده به طور متوسط جرات نکرد چون داستان ها از هیچ ارزش تجاری است. داستان دوره در برابر پس زمینه از یک دهکده روی لبه جنگل که فکر نمی کنم بیننده را به سینما ببرید.
اما در عین حال، تولید کنندگان هستند که موافق وجود دارد. تأکید اضافه شده است که داستان خود را به کودکان معلول، خانواده های تک والد و در برابر افت فرهنگ مالایی، که احساس می کنند می تواند بودجه را از وزارتخانه های مختلف دریافت کنید. من لبخند زیرا در نهایت تولید کننده وجود دارد که قبل از هر چیز در رد به انتشار این فیلم بود.
اما در جایی اشتباه، آنها می توانند نمایش داده نمی شود در روز بعد. من از کار اخراج شده تماس بگیرید و پیام رو ترک کنی، اما آنها سکوت است. در مجموع سه تولید کننده جدی که می خواهند به انتشار این فیلم، اما وعده وجود دارد.
من نا امید شده بود. شروع به احساس خسته هر شب خارج از بحث است، اما پروژه نشد. زمان، تلاش و پول در حال حاضر صرف رفت و برای دیدار با تولید کنندگان است.
تا یک شب نشستم به نوشیدن teh تاریک با AF، کارگردان، بازیگر و خواننده. او به من توصیه به فراموش آن آرزوهای خود را به انتشار این فیلم است. وی با بیان ناامیدی خود را به دلیل تجربه، و به چاپ رسانده است و کارگردانی دو فیلم است، اما موفق به بهبود بازگشت سرمایه است. او گفت: این فیلم به عنوان Jibam آن را نمی خواهد به هر نقطه منجر شود.
من انکار آنچه که او به این معنی است. ناگهان روحی تازه در من ظهور است. هر چند من یک اسکریپت را با هم، من شروع به گفتن داستان سفر از آغاز تا پایان. از teh سوئیچ تاریک به 'O' قهوه پرتاب هسته و جوهره داستان را در جزئیات است.
او برای لحظاتی سکوت بود. سپس به آرامی لب به سخن گشود. "گمراه ... من داستان خوبی بود! من دوست دارم هری داستان هری پاتر! ما می توانیم مالایی Jibam را به عنوان هری پاتر ... »بیماری او صادقانه است.
من قانع شدم که لبخند من موفق به متقاعد کردن کارگردان که نا امید شده بود که فیلم خود را به خوبی دریافت. به دنبال در دست در 4.00 ساعت نشان داده شده است. من شروع به احساس دور از Ampang نقطه به Subang جایا. چشمان ما احساس می کنم وزن است. من نمی خواهم ... من باید به خودمان متحد نیز، در اوایل صبح درایو پشت خانه.
به اشتراک گذاشتن در فیس بوک































































بیایید امیدوار باشیم که به حقیقت می پیوندند. Jugak واقعا می خواهید برای دیدن هری پاتر I مالایی.
آقای زکی سلام، با تشکر از بازدید وبلاگ من. هری پورتر در واقع من تقریبا واقعیت مالایی رفت. اما بخاطر چند دلیل، آن را تا به حال به تعویق افتاده بود. مشاهده شده در اخبار بیشتر بعد از من برای آمدن .... به هری مالایی Portet ادامه داد.
من Tengo چگونه داستان به بعد.
WOW .. امیدواریم که پاسخ است ...
ما برای پست های جدید داستان صبر کنید.
تشکر نمیتوانید Zikri،
در واقع این فیلم به خوبی دریافت کرده اید، اما در پشت آن وجود دارد و منتظر پست جدید من بعد.